بزرگترين شخصيتهاي باختر عبارت بودند از هيلدگارد، جان ساليسبوري، و ژرار كرمونائي. دو تن كه معروفيت زيادي داشتند، يعني پطروس لومباردي، و پير پرخوار، مربيان متوسطي بودند. هيلدگارد، جان و ژرار بر فراز سر معاصران غربيشان جاي داشتند، ولي در مقايسه با ابنرشد و ابنميمون كوتولههايي بيش نبودند.
6. زبانهاي محلي. براي تكميل اين گزارش مربوط به زمينهٴ فلسفي بايد از ادبيات مردم اروپا سخن بگويم. نيازي نيست گفته شود كه هيچ كوششي براي توجه به همهٴ اين زمينه نشده، بلكه فقط برخي از مهمترين جريانها انتخاب شده است.
زبانهايي كه در آن هنگام در صحنه پديدار شد عبارت بود از فرانسه (شمالي و جنوبي)، آلماني (عليا و سفلي)، اسپانيايي، روسي و ايسلندي. بيشك، بررسي عميقتر زمينهٴ ادبي، زبانهاي ديگري را ممكن است ارائه دهد. فقط از زبانهايي سخن گفتهام كه با نيروي حياتي كمنظير يا خلق شاهكارهايي خود را در معرض توجه ما قرار دادهاند.
يكي از جالبترين فعاليتها مربوط به تروبادورهاي1 جنوب فرانسه، ايتاليا و كاتالونيا بود.
اين شاعران به ادامهٴ برخي سنتهاي بزمي و غنايي خنياگران مسلمان (مغنيان) پرداختند و بدينترتيب، حلقهٴ ارتباط ديگري ميان اسلام و مسيحيت پديد آوردند. گرچه انتقال فرهنگي كه بدان نايل شدند بيشتر در گمنامي و حتي ناخودآگاه صورت گرفت، با اين حال بسيار موٴثر بود.
در شمال فرانسه تروورها2 و در آلمان مينهسينگرها3 اين وظيفه را ايفا كردند.
ترانههاي لاتيني گلياردها4 معرف عصري است، كه شاهدتولد دانشگاههاي جديد بود؛ چون ترانههاي دانشجويي بوهمي، كه مخالفتآميز و در عين حال سرشار از طنز و شوخ طبعي است، به قدمت خود دانشگاههايشان است.
در توجه به خلق ادبيات محض، نخست بايد شكلگرفتن جريان تودهاي داستانهاي جانوران را خاطرنشان كنيم كه بهنام قهرمانشان رنارد روباه معروف شدند. هدف اين داستانها بيشتر طنز بود. آنها هم مانند
ترانههاي گليارد به ما كمك ميكنند تا پيچيدگي حيات قرون وسطا، و شباهت نزديك آن را با زندگي خودمان در پس نقاب، به ياد آوريم. آنگاه به منظومهٴ بزرگ آلماني ميرسيم، بهنام نيبلونگن5 كه در وسعت و عظمت بهپايهٴ ترانهٴ رولان ميرسد. نميتوان آغاز پيدايش آن را معلوم كرد. برخي عناصر آن را ميتوان از حدود سدهٴ پنجم دانست، و برخي ديگر با شكل گرفتن تدريجي داستان رشد يافته است. دو روايت عمده از آن وجود دارد، يكي